بررسی مسئله «بازماندگی از تحصیل» و «بی سوادی» در نظام آموزش و پرورش ایران

مرکزپژوهش های مجلس شورای اسلامی در گزارشی بررسی مسئله «بازماندگی از تحصیل» و «بی سوادی» در نظام آموزش و پرورش ایران پرداخت.

به گزارش روابط عمومی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، دفتر مطالعات اجتماعی این مرکز در گزارشی با عنوان « بررسی مسئله «بازماندگی از تحصیل» و «بی‌سوادی» در نظام آموزش و پرورش ایران » آورده است؛ بازماندگی از تحصیل و بی‌سوادی دو وضعیتی هستند که پیامدهای زیانباری برای زندگی اجتماعی دارند. هر دو وضعیت برآمده از شرایط فقر و غفلت و محرومیت‌اند و درعین حال پدیدآورنده دامنه پر تنوعی از مسائل و آسیب‌های اجتماعی‌اند. در این میان بازماندگی از تحصیل کودکان اهمیت بسیار بیش‌تری دارد و با مصائب و مسائل بیش‌تری پیوند می‌یابد.

این گزارش می افزاید آمارهایی که در مورد کودکان بازمانده از تحصیل ارائه شده‌اند آنچنان متشتت و ناهمگون هستند که به سادگی نمی‌توان گفت در حال حاضر بازماندگان از تحصیل چند نفرند؟ این تشتت ناشی از وجود تعاریف و مصادیق متعددی است که برای کودکان خارج از مدرسه به‌کار برده‌اند. کودکان کار و خیابان، کودکان آسیب‌دیده، کودکان خانه‌دار، کودکان ترک تحصیل‌کرده، کودکان بدسرپرست یا بی‌سرپرست و کودکان خارج از مدرسه همگی به نوعی با پدیده بازماندگی از تحصیل مربوطند. جمعیت بازماندگان از تحصیل با دامنه مصادیق پیش‌گفته، از یکصدو‌سی هزار تا بیش از سه میلیون نفر گزارش شده است. این در حالی است که اطلاعات مربوط به تعداد کودکان معلول بازمانده از تحصیل و کودکان فاقد هویت (بی‌شناسنامه)‌ تفکیک نشده و در اختیار نیست.

همچنین در این گزارش عنوان شده است که آمارهای رسمی (سرشماری سال 1395) حاکی از وجود 8.795.552 نفر بی‌سواد (‌49 – 10 ساله)‌ در کشور است. این آمار در حالی اعلام می‌شود که سازمان نهضت سوادآموزی پیش از این طی سه برنامه راهبردی که در سال‌های 1390،1387و 1392 تدوین کرده دورنمای ریشه‌کنی بی‌سوادی را در جمعیت زیر 50 سال، به ‌ترتیب در سال‌های 1393، 1394، 1396 و 1399 ترسیم کرده است، اما این اهداف تاکنون محقق نشده‌اند. همچنین آمار آموزش و پرورش در سال تحصیلی 1396-1395 حاکی از وجود 747.911 نفر بازمانده در همه مقاطع آموزشی است.

مطابق اطلاعات سرشماری نفوس و مسکن سال 1395 تعداد افراد 19 – 6 ساله‌ای که به طور کلی خارج از مدرسه هستند (یا بی‌سواد هستند و یا در حال حاضر تحصیل نمی‌کنند)، 2.386.120 نفر است که 14/7 درصد کل جمعیت واقع در گروه سنی 19 – 6 ساله کشور را تشکیل می‌دهند. این رقم از نرخ‌های اعلام شده منابع رسمی دیگر بسیار بیش‌تر است.

گزارش مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی تصریح می کند علاوه‌ بر تشتت آمارها، در حوزه قوانین، سیاست‌ها و برنامه‌های مربوط به آموزش اجباری و سوادآموزی نیز با طیف پرتعدادی از اسناد قانونی مواجهیم. به‌ نظر می‌رسد قوانین و سیاست‌ها بیش‌تر بر مسئولیت خانواده‌ها در خصوص فرستادن کودکان به مدرسه تأکید دارند تا مسئولیت نظام آموزشی. بر این اساس برای اولیایی که فرزندانشان خارج از مدرسه‌ هستند جریمه‌های نقدی و پیگرد قضایی در نظر گرفته‌اند.

همچنین در این گزارش عنوان شده است که هر تصمیمی در باره مقابله با پدیده‌های بی‌سوادی و بازماندگی از تحصیل چهار پیش‌‌شرط دارد ؛ نخست، شناخت درست و عالمانه وضع موجود، دوم، آگاهی از سهم علل مختلف مؤثر بر این پدیده‌ها، سوم، بررسی تأثیرات قوانین پیشین و چهارم‌، پرهیز از آرمان‌گرایی و توجه به دایره امکان‌های مدیریتی.

این گزارش همچنین می افزاید از آنجا که تاکنون هیچ یک از این شروط محقق نشده است. روی آوردن به تدوین سیاست‌ها و برنامه‌های جدید در این حوزه بی‌فایده است. بنابراین پیشنهاد می‌شود در قوانین و سیاست‌ها به جای تأکید بر وضع مقرراتی برای اخذ جریمه یا پیگرد قضایی اولیای متخلف و مجرم دانستن آنها‌، بر «تکلیف دولت به آموزش رایگان» و دسترس‌پذیر کردن امکانات آموزشی برای همگان اصرار ورزیم. یا دست‌کم نقش، میزان و عرصه‌های مشارکت خانواده‌ها در قوانین و سیاست‌ها کاملاً تعریف شده و روشن باشد.

برچسب ها

آمار بیسوادی، بی سواد، بی سوادی