نسخه بدون عکس | نسخه با عکس |

شماره خبر: 820722 تاریخ انتشار: 1391/08/02 00:00

نقش سرمایه گذاری های خارجی در رشد اقتصادی هندوستان

مرکز پژوهشهای مجلس شورای روند برنامه ریزی توسعه در هندوستان را در چارچوب مجموعه مطالعه الگوی مطلوب برنامه ریزی برای ایران، مورد بررسی قرار داد.

به گزارش روابط عمومی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، دفتر مطالعات برنامه و بودجه این مرکز در گزارش خود اعلام کرد: سابقه برنامه ریزی در هندوستان، به عنوان ابزاری برای توسعه اقتصاد به انتشار کتاب «اقتصاد برنامه ریزی شده برای هند» توسط SirM.Visvesvarayaدر سال 1934 باز می گردد. انتشار این کتاب سبب جلب توجه و تشویق حلقه های دانشگاهی به این امر شده و در نهایت انتشار کتاب های بیشتری در این زمینه را به دنبال داشته است.
اما اولین تلاش به منظور تدوین یک برنامه ملی برای هند، در سال 1938 با تشکیل کمیته ملی برنامه ریزی به ریاست Pandit Jawaharlal Nehru آغاز شد. کار این کمیته به علت بروز جنگ جهانی دوم و آشوب های سیاسی که استعفای اعضای کنگره را در پی داشت متوقف شد. تنها در سال 1948 بود که کمیته ملی برنامه ریزی توانست گزارش هایی را تهیه و منتشر کند.
این گزارش می افزاید: برنامه ریزی در هندوستان در عمل به گونه ای رقم خورده است که دارای وجه چشمگیری از صفت «تحققی بودن یا متعین بودن» است. منظور آن است که برنامه ها در هندوستان به طور نسبی (و حداقل در مقایسه با ایران) تحققی تر بوده و دارای دستاوردهای عینی تر و محقق شده تری اند. البته تاکید بر این مطلب لازم است که این ویژگی را نباید تنها و فقط به عملکرد برنامه یا ارتباط تهیه و تدوین برنامه با اجرای آن (قابلیت اجرایی بودن برنامه ها) احاله داد، بلکه به نظر می رسد پیش و بیش از آن، این امر را باید به دیدگاه های حاکم نزد متولیان در لایه ها و سطوح مختلف و حتی بیشتر به اجماع و فضای کلی حاکم بر نظام برنامه ریزی ارتباط داد؛ دیدگاه ، اجماع یا فضایی که اصرار قابل توجهی بر تحققی بودن و عینی بودن داشته و ملاک داوری ها درباره برنامه ها و عملکرد شان «عملکرد واقعی» آنهاست؛ عملکردی که منجر به تغییری واقعی و محقق شده در جامعه شده باشد.
وجود چنین فضا و اجماعی سبب شده تا در برنامه ریزی، توجه و تاکید قابل توجهی بر قابلیت تحقق ، پیوند برنامه ها با واقعیات اجرایی ، پیوند میان اهداف و سیاست ها و بالاخره اصرار بر شکل گیری و به عینیت رسیدن اهداف وجود داشته باشد. در این چارچوب لازم به تاکید است که شکل گیری این اجماع و مبنا شدن این توافق در چارچوب فضای اجتماعی – سیاسی هندوستان (بزرگ ترین دمکراسی دنیا یا سمبل دمکراسی آسیایی) قابل درک است، فضایی که اجازه و امکان فعالیت، مشارکت و نظارت نهادهای مردمی در سطوح مختلف را نه تنها فراهم می کند بلکه این نقش نه فقط اثرگذار و غیرنمایشی ، بلکه تعیین کننده است.
گزارش مذکور در پایان می افزاید: نکته دیگری که در خصوص برنامه ریزی هندوستان لازم به توضیح است آن که پس از شروع اصلاحات اقتصادی در سال 1991 (آزادسازی اقتصاد) از جمله مباحث بسیار تعیین کننده و اثرگذار بر برنامه ها و حتی نظام برنامه ریزی در این کشور، نقش فعال سرمایه گذاری های خارجی از یک طرف و افزایش ارتباطات و مبادلات اقتصادی هندوستان با خارج بوده است. به بیان فنی، اقتصاد هندوستان با انجام اصلاحات بازتر شده است. این مهم از آنجا بر نظام برنامه ریزی و برنامه ها تاثیر می گذارد که نه تنها دولت مرکزی (در قالب چارچوب های کلی) بر تقویت این ارتباطات تاکید دارد، بلکه در چارچوب نقش بخش خصوصی در نظام برنامه ریزی، این بخش به عنوان پیشگام در برقراری و تقویت مبادلات خارجی ، گرایش ها و خواست های خود مبنی بر باز بودن اقتصاد و ارتباط با دنیای خارج را به برنامه ها تزریق می کند.

برچسب ها: اخبار پژوهشی

1399 © حق کپی رایت متعلق به مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی ایران می باشد