گونه شناسی مدارس در نظام آموزش و پرورش ایران

مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی چگونگی و تنوع مدارس در نظام آموزش و پرورش ایران را بررسی کرد.

به گزارش روابط عمومی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی، دفتر مطالعات اجتماعی این مرکز با بیان این مطلب که در حال حاضر در نظام آموزش و پرورش ایران 22 گونه مدرسه (غیر از مدرسه نمونه مردمی) فعالیت می کنند افزود: این گونه مدارس عمدتا در دوران پس از انقلاب در ایران شکل گرفته اند. اگر چه برخی از آنها همچون مدارس شهریه ای تیزهوشان، استثنایی و بزرگسالان سابقه طولانی تری داشته اند. برخی نیز دیگر فعال نیستند و به اشکال دیگری تغییر ماهیت داده اند. در این گزارش برای آنکه بدانیم کدام مدارس را جزء گونه مستقل می توان به حساب آورد، اسناد قانونی پشتیبان شکل گیری مدارس مبنا قرار گرفته اند این اسناد عبارتند از: قانون، اساسنامه ، آیین نامه ، مجوز و شیوه نامه.

نکته قابل توجه این است که این مدارس بر پایه تصمیمات مراجع و نهادهای قانونی و نهادی در نظام سیاسی ایران، شکل و بعد گرفته اند و دستکم هفت مرجع در شکل گیری این مدارس دخالت داشته اند که در این راستا از مجلس شورای اسلامی تا شورای عالی آموزش و پرورش و شورای عالی انقلاب فرهنگی را می توان نام برد. البته وزیر آموزش و پرورش شخصا در مورد شکل گیری مدارس قرآنی تصمیم گیری کرده و آن را به اجرا گذاشته اگر چه بعدها مصوبه شورای عالی آموزش و پرورش را نیز اخذ نموده است. بر این اساس نخستین مسئله ، در باب تعدد و تشتت مراجع تصمیم گیر در تکوین مدارس گوناگون نمایانگر است.

دفتر مطالعات اجتماعی با اشاره به اینکه در زمینه تکوین و تاسیس مدارس گوناگون هفت متغیر را می توان از هم متمایز ساخت اضافه کرد: این متغیرها را در دو دسته عوامل اکتسابی و انتسابی می شود طبقه بندی کرد. جداسازی مدارس بر اساس منبع تامین مالی – شیوه مدیریت – یا گروه های اجتماعی را می توان تفکیک بر اساس ویژگی های اکتسابی دانست و در مقابل، جداسازی کودکان بر پایه ویژگی های فردی (اعم از ذهنی و هوشی و جسمی و سنی) را می توان تمایزهایی بر پایه ویژگی های انتسابی در نظر گرفت.

بدیهی است که هر کدام از مبانی فوق در جداسازی دانش آموزان، دارای پیامدهای اجتماعی و تربیتی فراگیری است که قطعا علاوه بر فراگیران، خانواده ها و نهایتا کلیت جامعه را متاثر می‌سازد. ایجاد مدارس جداگانه بر پایه پایگاه طبقاتی و درآمدی دانش آموزان به طبقاتی شدن آموزش دامن زده و آموزش را همچون کالایی وارد مبادلات اجتماعی و فرهنگی می سازد. در این صورت به فراگیران به عنوان مشتریان یک بنگاه اقتصادی نگریسته می شود که هر چه پول بیشتر دهند، خدمات آموزشی بهتری دریافت خواهند کرد. کیفیت مدارس غیرانتفاعی در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان اثر مثبت گذاشته و نهایتا دسترسی به آموزش عالی را برای این افراد، امکان پذیرتر می سازد. به این ترتیب شکاف طبقاتی که از بیرون از نهاد مدرسه وارد مدرسه شده، تعمیق شده و تبعیض، نهادی می شود.

جداسازی مدارس بر اساس ویژگی های انتسابی نیز اقسامی دارد که برخی از انواع آن پذیرفته و روا و برخی دیگر ناروا و ناعادلانه تلقی می شود. به عنوان مثال تفکیک و تمایز دانش آموزان بر پایه ویژگی های سنی (مدارس بزرگسال) امری پذیرفته است. همچنین جداسازی دانش آموزان به لحاظ وجود ضعف های جسمی و حرکتی با پذیری فرهنگ عمومی مواجه است، اما جداسازی دانش آموزان به لحاظ میزان هوش و استعداد و ایجاد مدارسی برای تیزهوشان ، امری است که از سوی محققان و عالمان عرصه تعلیم و تربیت، چندان قابل دفاع نیست. ایجاد مدارس تیزهوشان ، هم به لحاظ پیامدهای تربیتی که برای این نوع دانش آموزان دارد، هم به لحاظ آثار و پیامدهای نامطلوبی که بر دانش آموزان مدارس عادی دارد، نیز به سبب آثار و پیامدهای نامطلوبی که در نظام اجتماعی بر جا می گذارد ، مورد نقد و اعتراض قرار گرفته است.

مرکز پژوهش ها در ادامه رعایت عدالت آموزشی را از پیش شرط های لازم و ضروری در تحقق عدالت اجتماعی دانست و متذکر شد که ایجاد فرصت های آموزشی برابر همه شهروندان از جمله اهداف یک حکمرانی خوب محسوب می شود. از سوی دیگر عموم محققان و پژوهشگران حوزه جامعه شناسی آموزش و پرورش بر این عقیده اند که نظام آموزش و پرورش رسمی یک کشور باید بتواند نابرابری های بیرون از نهاد مدرسه را در درون مدرسه به حداقل رسانده و تعدیل کند که این امر فواید بسیاری برای نظام اجتماعی دارد. از جمله آنکه انسجام اجتماعی را تقویت کرده و نارضایتی های ناشی از نابرابری های ناروا (تبعیض) در جامعه را به سود ثبات و وحدت در جامعه، کاهش می دهد.

مرکز پژوهش ها در پایان پیشنهاداتی در این زمینه ارائه داد.

 

برچسب ها

آیین نامه، اخبار پژوهشی، استثنایی وبزرگسالان، رعایت عدالت آموزشی، مجوز و شیوه نامه، مدارس شهریه ای تیزهوشان