«حقوق بین الملل و انقلاب های خاورمیانه»

مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی، انقلاب های خاورمیانه را از بعد حقوق بین الملل بررسی کرد.

 به گزارش روابط عمومی مرکز پژوهش‌ها، دفتر مطالعات سیاسی این مرکز با بیان این مطلب که انقلاب‌های خاورمیانه از دیدگاه حقوق بین‌الملل نشانه آشکار تضعیف حاکمیت دولت ها در مقابل حق تعیین سرنوشت توسط ملت‌هاست، افزود: در واقع اکنون بر خلاف گذشته، حاکمیت  دولت‌ها در نظام بین‌الملل تضعیف شده و مسایلی مانند حقوق بشر و چگونگی رفتار دولت ها نسبت به اتباع خود یقیناً دیگر جزء امور داخلی و انحصاری دولت‌ها محسوب نمی‌شوند. بنابراین در صورت نقض گسترده حقوق بشر در داخل کشورها – مانند لیبی – علاوه بر امکان توسل به زور علیه آن کشور، مسئولیت بین‌المللی ناشی از اقدامات دولت ها و افراد و حتی محاکمه و بازداشت مقامات عالی رتبه سیاسی کشورها از طریق دیوان کیفری بین المللی پیگیری می‌شود.
با وجود این، اگرچه در انقلاب های خاورمیانه توسل به زور از طریق اقدامات ناتو علیه لیبی به بهانه نقض فاحش حقوق بشر، زمینه روند سازی استفاده از این ابزار حقوقی توسط شورای امنیت را با توجیه مقابله با نقض حقوق بشر در سایر کشورها به وجود آورد، اما با توجه به ماهیت رفتار سیاسی شورای امنیت در تعیین وضعیت حقوق بشر و نقض آن در سایر کشورها که همسو با منافع قدرت های بزرگ صورت می گیرد، عملاً امکان استفاده از این ظرفیت شورای امنیت در راستای منافع قدرت های بزرگ – به ویژه در مورد دولت های مخالف سیاست های آنان – در نظام بین الملل تقویت شده است.
نتیجه ملموس و مستقیم انقلاب‌های مردمی اخیر در جهان عرب، سرنگونی دولت‌های خودکامه و وابستگان به غرب است. این نتیجه، بلاواسطه و نزدیک این وقایع خواهد بود، اما این نتایج که به نفع کشورهای مخالف نظام سلطه است نباید پیامدهای آتی «سابقه‌سازی» در«روندها» و سیر وقایع مذکور را برای مطالعه بی نیاز سازد. عملکرد دولت‌ها و سازمان ملل متحد نسبت به موارد فوق، موجبات تحول اساسی در حقوق بین الملل را فراهم کرده و منزلت تعیین سرنوشت ملت‌ها را بر حاکمیت (تمامیت ارضی و استقلال سیاسی) تقدم بخشیده است. تعیین سرنوشت به معنای رقابت‌پذیری اراده و حقوق مردم با حقوق حاکمیت‌هاست که مفهوم دمکراسی به عنوان سبک واحد مدیریت کشور را – که خواسته و پایه ارزش‌های فرهنگ غرب است – به صورت مستقیم دنبال می‌کند. بر این اساس، کشورهای جهان سوم، که دارای ظرفیت‌های متعدد چالش قومی، جمعیتی ، ایدئولوژیک وتکثر فرهنگی هستند، بالقوه صحنه عینی این رقابت‌پذیری‌ها بوده اند و غرب با استفاده از جنبه های حقوقی این تحولات، هر چند ممکن است بازنده صحنه لیبی، یمن، مصر و بحرین بوده باشد، صحنه گردان رخدادهایی در آینده خواهد بود که ممکن است در کشورهای مهم خاورمیانه بروز و ظهور یابند؛ رخدادهایی که مقاصد آنها را از رهگذر همین تحولات حقوق بین المللی قابل تحقق سازد.
در نهایت اینکه در رقابت حقوق انسان و حقوق حاکمیتی دولت ها غرب اغلب بازی را در دست گرفته و از ابهامات کفه اول، به نفع خود بهره برده و عرصه حاکمیت را برای کشورهای ناسازگار با غرب، تنگ کرده است. (متن کامل این گزارش در پیوست موجود است.)

برچسب ها

اخبار پژوهشی، انقلاب های خاورمیانه، بررسی، حقوق بین الملل